۱۳۹۲ آذر ۸, جمعه


سعيدي سيرجاني؛ از ايران به عنوان » مظهر العجائب » ياد ميکرد.

مظهر العجائب؛ يعني

کشوري که در آن اتفاقات نادر روي ميدهد، يعني کشوري که هيچ چيز سر جاي خودش نيست و هيچ آدميزادي در جايگاه واقعي خودش قرار ندارد.

مظهر العجائب؛ يعني

کشوري که چريک هاي فدايي خلقش – که براي مارکس و لنين سينه ميزدند – اغلب شان فرزندان آيت الله ها بودند. کمونيست هايش فرزندان فئودال ها و رهبران حزب کمونيست اش نماز مي خواندند وروزه ميگرفتند.

مظهر العجائب؛ يعني

کشوري که مردمانش با دست خود گور خود را مي کنند و بعد گناهش را به گردن امريکا و انگلستان و استعمار و امپرياليزم وصهيونيزم مي اندازند.

مظهر العجائب؛ يعني

کشوري که مردمانش، صبح مصدقي اند، عصرش توده اي اند، غروبش سلطنت طلب اند و شامگاهش امت اسلام!

مظهر العجائب يعني

کشوري که از ميان خيل عظيم روشنفکران و سياستمداران و درس خواندگان و اهل تفکرش، مردي بي نام بيرون ميآيد وبر کرسي رياست جمهوري اش مي نشيند.

مظهر العجائب؛ يعني

کشوري که مردمش به هوخشتره و خشايارشاه واردشير بابکان و شاپور ذوالاکتاف و کمبوجيه و بو علي سينا و مولانا وزکرياي رازي اش مينازند، اما يک کلام در باره آنها نميدانند.

مظهر العجائب؛ يعني

کشوري که مردمانش، براي ويران کنندگان ميهن شان و براي آدمخواراني که خواهران و مادران شان را به اسارت برده و آنها را در بازار هاي برده فروشان بصره و بغداد فروخته و پدران شان را از بارشمشيرآبدار سبکبار کرده اند، قمه ميزنند و زنجير ميزنند و گريه ميکنند و نوحه مي سرايند.

مظهر العجائب؛ يعني

مملکتي که مردمانش هر سال تنها يک دقيقه کتاب مي خوانند اما در همه عرصه هاي علمي و فلسفي و اقتصادي و تاريخي وسياسي، نه تنها استاد، بلکه فيلسوف اند.

مظهر العجائب؛ يعني

کشوري که روشنفکرانش، پس از گذشت هشتاد نود سال،هنوز بر سر اينکه رضا شاه را انگليسي ها آورده بودند يا نه براي هم شاخ و شانه ميکشند.

مظهر العجائب؛ يعني کشوري

که مردمانش اگر دو نفر دور هم جمع بشوند حزب تشکيل ميدهند و اگر تعداد شان به سه نفر رسيد انشعاب ميکنند

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر